خداحافظ ووردپرس… سلام وورد پرس

چند وقتی بود شدیدا زده بود به سرم که برگردم به سیستم قبلی ودوباره  یه هاست و دامین شخصی واسه خودم برپا کنم و از این ساب دومینی بودن خلاص بشم. بالاخره هفته پیش یه هاست و دامین تهیه کردم و شروع کردم به اسباب کشی. قالب شخصی ساختن هم این وسط شد دردسر، هر دفعه یه جاش به مشکل بر می خورد جوری که مجبور شدم 5 بار پاکش کردم و از نو شروع کردم به نوشتن و ساختن. بالاخره با هر زحمتی بود قالب درست شد و یه سری از پست های این وبلاگ رو هم بردم توی وبلاگ جدید. البته هنوز یه سری ناقصی هائی تو صفحاتش داره که به مرور زمان و سر صبر درستشون می کنم.

خلاصه اینکه از این به بعد اونجا مشغول نوشتن خواهم بود. دوستانی هم که به من لینک دادن لطفا آدرس لینک رو تصحیح کنن. فید وبلاگ هم کماکان همان آدرس قبلی خواهد بود. البته فعلا فعالش نکردم.

آدرس وبلاگ جدید من: http://www.iammehdi.com

دوستان هم اگه ایراد و اشکالی هم در ظاهر و چینش قالب دیدن لطفا منو در جریان بگذارن تا سریع تر تصحیحش کنم.

نوشتن دیدگاه

کپ زدن به روش کاملا تابلو

امروز از صبح که بیدار شدم به چند موردی کپی ایده برخورد کردم. اول از همه تبلیغات کله صبح بانک تجارت بود که کاملا کپی-پیست از ویدئوی تبلیغاتی یه شرکت بیمه ترکیه ای بود. البته این مسئله سرقت ایده برای تلویزیون و تبلیغات تلویزیونی چیز جدیدی نیست و هر روز تعداد زیادی از این تبلیغات کپی برداری شده رو می تونیم تو تلویزیون ببینیم. یعنی جدا کسانی که که کارشون تبلیغات هست و ادعای کار تبلیغاتی می کنن نمی تونن یه ایده خوب و موفق از خودشون بسازن که مجبور نشن کار این و اونو کپی کنن. (گرچه ما خودمون هم خیلی وقتها از این داستان کپ زدن استفاده می کنیم ولی دیگه انقدرها هم تابلو نیستسم)

اما …

کپی بعدی که بهش برخوردم خیلی بسیار زیاد جالب بود. لوگوی یک شرکت ایرانی که در زمینه فروش دامنه و میزبانی وب فعالیت می کرد. این دوستان برداشته بودن و لوگوی اوبونتو رو بدون زحمت تبدیل کرده بودن به لوگوی شرکت خودشون. فقط و فقط کله اون سه نفر رو از بیخ کنده بودن و کل لوگو رو هم 120 درجه چرخوندن و حالا لوگوی شرکت ما آماده است.

bertina

برای من جای تعجب داره که یک شرکت بیاد و لوگوی یه محصول معروف رو اینقدر راحت و ناشیانه کپی کنه. بابا حداقل رنگاش رو هم عوض می کردین که می شد یه چیز دیگه و اینقدر ضایع نمی بود …

Share

نوشتن دیدگاه

اتصال همه چیز به هم و مشکلات بعد اون

یکی دو روزه که این سیستم کانکشن های وبلاگ و دیگو و بقیه سایت هام به مقدار زیادی قاطی پاتی شده. نمی دونم چرا ولی یه اشتراک تو دیگو چندین و چند بار اضافه می شه و پشت سر اون همه جا پست های تکراریه که دیده می شه. این وسط فکر کنم فایرفاکس و افزونه هاش هم با من سر ناسازگاری دارن چون نمی دونم چه جوریاست که یه پست که توی یه وبلاگ آزمایشی نوشته بودم رو به عنوان کامنت آورده بود روی این بلاگ ؟؟!!  هر چی تلاش می کردم یه جوری درستش کنم و سمبلش کنم یه جای دیگه اش خراب می شد. به همین خاطر مجبور شدم بشینم دوباره ببینم چی به چیه و کی به کیه.
سیستم کانکشنی که من ازش استفاده می کنم مثل شکل پائینه

برای همین هرجاش مشکلی داشته باشه و اشتباهی بکنم کل سیستم منجر میشه به اینکه چندتا پست تکراری تو هر بخش مثل فید وبلاگ؛ توئیتر و فیس بوک و … ایجاد بشه (وضعیتی که فعلا پلاکسو داره). اگه شما هم مشترک فید این وبلاگ هستید یا از طرق دیگه از مطالبی که منتشر می کنم مطلع می شید حتما متوجه این مشکل شدید و کلی پست تکراری دریافت کردین و اعصابتون هم به هم ریخته که همینجا به خاطر این مسئله از شما عذرخواهی می کنم.

Share

نوشتن دیدگاه

در 2012 چه بر سر ما خواهد آمد؟

تو پست قبلی مطلبی راجع به فیلم 2012 نوشتم و حوادثی که رخ خواهند … حالا منبع ایجاد این داستان ها و پیش بینی پایان دنیا چیه؟ مطالبی که در ادامه اومده رو یکی از دوستانم ایمیل کرده برام و من هم چون فراموش کرده بودم منبعی رو که مطلب انگلیسی رو خونده بودم کجا بوده و از همه مهمتر حوصله ترجمه هم نداشتم فرصت رو غنیمت دونستم و همین متن رو با کمی اصلاح آوردم اینجا.

خوب و اما ماجرا …

ظاهراً، در 21 دسامبر سال 2012 تحل عظیمی در جهان رخ خواهد داد به طوری که بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد.

مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش تو مناطق آمریکای مرکزی زندگی می کردند، البته الان هم از قوم اونها بازماندگانی وجود دارن. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید.

http://infolab.stanford.edu/~widom/photos/temple.jpg

قبل از اینکه وارد مقوله پیش گویی اصلی مایا بشم باید توضیحاتی راجع به قدرت و تمدن این قوم براتون بنویسم.

مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی که مشاهده می کنید رو با 365 پله ساخته! به تعداد روزهای سال. مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال 2012 ثبت کرده و همشون طبق برنامه دارن اتفاق می افتن، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بود، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی سنگ ثبت کردن!
مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال کره ماه رو که گمونم 279 روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای 400 میلیون سال استخراج شده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.

مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند!

همه اینها رو به این دلیل اشاره کردم که بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته. حالا بریم سر اصل مطلب، پیشگویی!

پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 زندگی روی کره زمین وارد یک دوره جدید می شه. تو چند تا سایت خوندم که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست.

مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه

البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره، حتما شروعی خواهد بود، برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.

همین حس کنجکاوی خیلی از مردم و دانشمندان را برانگیخته است که چرا تقویم مایان ها در روز ذکر شده تمام می شود؟ آیا روز 21 دسامبر سال 2012 روزی است که جهان به پایان می رسد یا اینکه آغاز دوره ای جدید است؟ آیا به پایان رسیدن تقویم مایان ها را می توان نشانه ای دانست بر وقوع یک اتفاق خاص در جهان؟

شاید هم …… به هر حال باید صبر کرد.

Share

نوشتن دیدگاه

پایان دنیا در 2012 …

zz2b3db644

مدتها پیش و البته خیلی قبل تر از اینکه فیلم 2012 و داستان نابودی زمین سر زبون ها بیفته تو یه سایتی که الان یادم نیست مطالبی راجع به سال 2012 و پیشگوئی مایا ها خونده بودم تا اینکه فیلم مذکور ساخته شد و هرکی رو میدیدی نسخه پرده ایش رو گیر اورده بود و دیده بود و همش به به و چه چه می کرد که خیلی عالیه و بیا بدم ببینی و من همش مجبور بودم با وسوسه درونم مقابله کنم برای ندیدن فیلم پرده ای و انتظار برای گیر اوردن نسخه ای با کیفیت. تا اینکه بالاخره دو سه روز پیش بر حسب اتفاق موفق شدم نسخه کیفیت خوبش رو گیر بیارم و ببینمش و متاسفانه باید بگم اصلا اون چیزی نبود که انتظارش رو داشتم. این فیلم پر بود از جلوه های ویژه و صحنه هائی که الحق و الانصاف عالی بودن ولی …

نیمه اول داستان کاملا بدون هیجان بود و پرداخته بود به زندگی قهرمان داستان که یک نویسنده بود و مشکلات زندگیش و شکست در زندگی زناشوئی و اینها… تا اینکه تصادفا یه چیزهائی در مورد یک حادثه بزرگ که قراره اتفاق بیفته میشنوه ولی جدی نمی گیره تا به وقتش.

موقعش که میشه فکر فرار میفته و می ره سراغ زن و بچه اش. بگذریم از تعریف داستان، مسئله ای که برای من واقعا مسخره و نا امید کننده بود این بود که اولا این حضرات تا آخر داستان که دنیا داشت رو سرشون خراب می شد حتی یه قطره خون هم از دماغشون نیومد و همشون تا آخر ماجرا تمیز و اطو کشیده باقی موندن.

اینها هرجا که می رفتن، همه زمین و زمان پشت سرشون نابود میشد و به محض اینکه توقف می کردن خرابی ها متوقف می شد تا آقایون کاراشون رو انجام بدن، مشکلاتشون رو حل کنن، هر نقشه ای که می خوان پیدا کنن و راه بیفتن برن و زمین دوباره شروع کنه به خراب شدن. ظاهرا اگه این افراد سر جاشون می موندن می تونستن جلوی خرابی های بیشتر رو بگیرن. افتادن ماشین ون توی گودالی که دهن باز کرده و نجات پیدا کردن جکسون هم که از همه این وقایع مسخره تر بود.

ارزش گذاشتن به آدمها هم که آخرش بود. فقط سیاسیون و خرپول ها ارزش زنده موندن داشتن و اگه حس و حالش بود دانشمندها و آدم های باهوش رو هم نجات می دادن… (مخصوصا اون عربه اون وسط خیلی تابلو و ضایع بود… چون پولدار شدی و عینک دودی می زنی پس متمدنی و ما باهات کاری نداریم بیا سوار شو …)

بعدشم، پروژه ای به اون عظمت برای ساختن چندین و چند آرک انجام شده بود و هیچکدون از کارگرهائی که اونجا کار می کردن هم روحشون خبردار نبود که قراره چی بشه؟!! و هیچ خبری هم هیچ جا درز نکرده بود… هیچ کدومشون رو هم راه نداده بودن بیان و هیچ شلوغ پلوغی هم وجود نداشت و حتی سعی هم نکرده بودن بیان خودشونو جا بدن اون وسط. زمین داره نابود میشه و ملت انگار اومدن مرکز خرید و بعد خرید خیلی آروم و خونسرد منتظرن که سوار اتوبوس بشن برن خونه … !!!

نهایتا هم اینکه همه رجال سیاسی، رئیس جمهورها، ملکه انگلیس و … از ترس جونشون در رفته بودن و اومده بودن سوار کشتی نجات بشن. خلاصه اینکه همشون اونجا بودن به غیر از رئیس جمهور آمریکا و رئیس جمهور ایران!!! رئیس جمهور آمریکا تصمیم گرفت که بمونه پیش مردمش. مثل همه فیلهای اینجوری انگار فقط رئیس جمهور آمریکاست که با ملت می مونه و فقط آمریکاست که دنیا رو نجات میده…(مشکلی با آمریکا ندارم ها، یدفعه برگردین بگین بابا اینم یه جور دیوونه اس ولی این یکی دیگه خیلی مسخره و لودگی بود)

خلاصه اینکه سرتون رو درد نیارم این فیلم همچین آش دهنسوزی نبود که ملت خودشون رو خفه کرده بودن براش و بی خود نیست که تو IMDB هم 6 بیشتر نگرفته. یعنی یه فیلم اکشن با داستان آبکی که حتی هیجان ترمیناتور 3 رو هم نداره… پس اگه فیلم بازین اصلا توصیه نمی کنم وقت بگزارین و این فیلمو ببینین مگر اینکه بخواهین از جلوه های ویژه اش لذت ببرین که اونم اصلش خلاصه شده تو 20-25 دقیقه…

پی نوشت: تعداد محدودی بلیط پرواز به کره مریخ به تاریخ 21 دسامبر 2012 جهت پیش فروش موجود است. هرکی می خواد مبلغ 100000 تومن بریزه به حساب من تا براش بفرستم  :دی

پی نوشت2: تو پست بعدی راجع به پیشینه 2012 و پیشگوئی مایا ها خواهم نوشت.

Share

۱ دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »